عبدالله مستوفى
104
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
معاضد السلطنه ابو الحسن پيرنيا معاضد السلطنه ، ابو الحسن پيرنيا ، كه در جنرال قونسلگرى تفليس از كارمندان بود ، در ايام مرخصى بمناسبت خويشاوندى با مشير الملك بپطرزبورغ آمده بود . ضمنا معلوم شد با مستنصر السلطنه جنرال قونسول تفليس نساخته و اين مرخصى تا حدى بعنوان تعرض بوده است . معاضد السلطنه معلوماتى نداشت ، ولى مردى ساده و عفيف و صحيح العمل و رفيق بسيار خوبى بود . تابستان را در ييلاق با هم گذرانديم ، به شهر كه برگشتيم ، نظر بتغييرى كه در قونسولگرى بادكوبه لازم شد ، بقونسولگرى آنجا برقرار گرديد و در جنگ بين ارمنى و مسلمان بادكوبه ، خيلى به درد ايرانيها خورد و همين فداكارى و زحمات سبب شد كه در دورهء مشروطيت وكيل شود و بالاخره بوزارت و ايالت هم رسيد و در استاندارى شيراز بسكتهء قلبى كه در نتيجهء مرض ديابت كهنهء او بود مرحوم شد . در آينده وقت صحبت از او زياد داريم . جناب آقاى اسمعيل فرزانه « دبير الممالك » دبير الممالك ، اسمعيل فرزانه ، قونسول معزول بادكوبه ، بعد از چندى به پطرزبورغ آمد و جاى معاضد السلطنه را در رفاقت با ما گرفت . البته دبير الممالك چون با مشير الملك خويشى نداشت ، در سفارت منزل نكرده ولى اكثر اوقات در سفارت و با ما رفيق و دمخور بود و از خوشمحضرى و صحبتهاى بامزهء خود ما را محظوظ ميكرد و اكثر نهار و شام را هم در سفارت مىخورد . آقاى فرزانه زبان فرانسه را به خوبى مينوشت و حرف ميزد ، روسى را هم در بادكوبه آموخته حرف ميزد و كمى هم مينوشت ، آلمانى هم كه زبان تحصيلى اصلى او بود ، ولى معلومات منظم ديگرى نداشت . پس از چندى اقامت در پطرزبورغ ، وقتى در كار قونسولگرى عشقآباد تغييرى لازم آمد و منشور الملك ، پدر آقايان حسين و محسن منشور ، از آنجا بجاى ديگر منتقل گرديد ، آقاى فرزانه مأمور عشقآباد شد و ما را از صحبتهاى بامزهء خود محروم كرد . ييلاق پاولووسكى و تسارس كوىسلو روز اول ماه مهء روسى كه سيزده روز بعد از اول مهء فرانسه بود ، براى ييلاق تابستان از پطرزبورغ به پاولووسكى « 1 » رفتيم . گار راهآهن پاولووسكى در اينوقت يك گردشگاه عمومى بود . عصرها از ساعت چهار و پنج مردم از پطرزبورغ براى وقت گذرانى به اينجا ميآمدند و با مردميكه بپاولووسكى و تسارس كوىسلو « 2 » و آنحدود به ييلاق آمده بودند و براى همين مقصود به اين گار ميآمدند ، جمعيت حسابى تشكيل ميدادند . باغ گلكارى و سالون رستوران خيلى بزرگ و موزيك عالى داشت ، عصرهاى يكشنبه اكثر موزيك سنفونيك بود ، ترن هر دفعه از شهر ميرسيد صد نفرى را سوار و پياده ميكرد ، اطراف پاولووسكى جنگل - هاى كاج سايهافكن و زير كاجها سبزه و گلهاى طبيعى و بسيار باصفا و باطراوت بود . در
--> ( 1 ) - Pavlovski ( 2 ) - Trarskoie Selo